سه ماهگیت مبارک عسلم

سلام عزیز دلم کوشمولوی مامان چطوری جات خوبه احساس ناراحتی نکنیا
قربونت برم امروز هشت هفتگیت تمام شد و وارد هفته نهم یا سه ماهگی شدی ناناز مامان دارم روز شماری میکنم تا هر چه زودتر این روزها تمام بشه وتو رو در آغوش بگیرم
وای نمیدونی چه حسی دارم دوباره باید مامان بشم همه اون کارهایی رو که واسه داداشیت کردم دوباره تکرار میشه یه نی نی کوچولوی دیگه وای چه مزه داره همش فکر میکنم که چه شکلی میتونی باشی هرجوری باشی عاشقتم گلم
راستی بابایی واسم انار وبه خریده تا بخورم وشما لذت ببری ویه کوچولو هم خوشگلتر از اینی که هستی بشی این هفته هیچ خبر خاصی نبوده مامانی جونم فقط اینکه مامانی یکم تنبل شدم وهمش فاز خواب دارم ویکم هم حالت تهوع وای نمیدونی که چقدر هم شکمو هستی یک هفته هست که نصف شب من رو بیدار میکنی تا برم یه چیزی بخورم تا که شاید تپل مامان سیر بشه وبذاره مامانی یکم لالا کنه راستی امروز مامانیم رفته بوده بازار ویه سری لباس خوشگل وحوله واست خریده بهش گفتم حالا زوده فعلا خرید نکن ولی از اونجایی که مامانی به قول خودش هوله دوست داره تند تند واست خرید کنه (مامانی جون دست شما درد نکنه)خلاصه کوچولوی مامان همه منتظر دیدار شمائیم پس حسابی مراقب خودت باش واونجا راحت لا لا کن چون وقتی به دنیا بیای حسابی می خورمت دیگه سفارش نمیکنم خیلی مراقب خودت باش فندق من
اینم شکل زیبای شما درهفته نهم




سه ماهگیت مبارک عسلم
