روزمره گیهای نـــــــــی نــــــــــی ملوس مامان
سلام نفس مامان حالت چطوره عزیزم امروز دقیقا شما ١٣ماه و٥ روزته منم امروز اومدم تا از شیرین کاری ها وشیطنت های کوشمولوت بنویسم الان هم که من دارم مینویسم شما بعداز خوردن ناهار به طرز دلسوزانه ای خوابت برد آخه موقع ناهار نشونده بودمت رو دوچرخه داداشیت که خیلی خوشت میاد
همین که داشتی غذا میخوردی یکدفعه خوابت برد منم کلی قربون صدقه ات رفتم وکلی ماچ مالیت کردم بعد هم بردمت گذاشتمت تو جات
تا راحت لالا کنی خب بریم واسه ثبت کردن شیرین کاریهات عزیزم
اول از همه بگم که نی نی یه کوچولو مریضه وهمش سرفه میکنه الان هم داره دارو مصرف میکنه تا زود زود خوب بشه به امید خدا ![]()
قبلا گفته بودم که مبل رو میگیری وراه میری اما حال یه دو هفته ای هست که ٦ تا قدم میای جلو وخودتو پرت میکنی تو بغلم فدای اون قدمهای بهشتیت بشم مامانی
گاهی اوقات هم میری بالای مبل می ایستی وکلی ذوق میکنی فدای اون ذوق کردنت بشم جدیدا هم یاد گرفتی از یه مبل به مبل کناریش میری
البته از روی دسته مبل یه چند وقتی هم هست که خیلی ماهرانه از مبل میای پایین فدات شم
ازبین اسباب بازیها بیشتر از جوجوهای انگری بردز خوشت میاد خیلی جالب میگیری تو مشت کوچولوت تا مبادا داداشی ازت بگیر دوتا تو یه مشت یه دونه داخل دهان کوچولوت یکی دیگه هم تو مشتت فدای اون مشت پرزور وقدرتمندت بشم
عاشق پرت کردنی اسباب بازیهات ویا هرچیز دیگه ای که جلوی دستت باشه رو پرت میکنی گاهی هم بلند میکنی وتند تند به زمین میکوبی این بیشتر در مورد کنترلها صدق میکنه از بازی با لوازم آرایش من هم خوشت میاد وحسابی همه رو میمالی به هم
از موبایل وکنترل وتلفن خیلی خوشت میاد وتا میبینیشون به سمتشون شیرجه میری کلا عاشق وسایل الکترونیکی هستی تلفن وموبایل رو میذاری کنار گوش کوچولوت والو میکنی فدات بشم نازدونه
عمر وزندگی مامان هنوز مامان وبابا نمیگه ومامانی هم یه کوچولو بابت این مسئله ناراحته سخنانت شامل دد-بوو-لالا-اه-ده-ودله میشه یا همون بله هر کی در میزنه شما میگی دله یا شایدم میگی دره برید بازکنید هنوز مفهوم این کلمه رو کاملا درک نکردم ولی هر چی هست کلمه د رو خیلی غلیظ تلفظ میکنی عشقم
از غذا خوردنت نگو که خیلی بد غذایی هر چیزی رو با میل نمیخوری بر عکس طاها گاهی اوقات برای غذا خوردنت باید به زور متوسل بشم سوپ که اصلا دوست نداری وقتی نخوای غذا بخوری دهنت رو سفت میکنی ودستت رو میمالی به صورتت وای که من چقدر با این کارت کلافه میشم خودمونیم ولی خیلی لجبازی تازگی ها هم اگر نخوای غذا بخوری می زنی به دستم وهمه غذاتو میریزی امان از دست این فسقلی ولی از آبگوشت واملت وبرنج وحلیم خوشت میاد عاشق دوغ وکرم کارامل وبستنی هستی به طوری که وقتی تموم میشه میزنی زیر گریه
فدای اون دل کوشمولوت بشم
عاشق حمامی وتا در حمام باز میشه بدو بدو میری به سمت حمام ومیخوای بری داخل اما چون جلوی در حمام سکو داره مانع رفتنت به داخل حمام میشه تو حمام هم عاشق آب بازی وشالاپ شلوپی
وهمش دوست داری دوش آب رو بگیری دستت وآب بخوری وتنها جایی هم که گریه نمیکنی همون حمامه
هنوز بغلی ومامانی تشریف دارید اگر غریبه ای ببینی فورا بغض میکنی ویه مدت طول میکشه که از من جدا شی وبه محیط اطرافت عادت کنی
گاهی اوقات که میذارمت تو روروئک چنان ازش آویزون میشی که آدم میگه الان می افتی چندین وچندبار هم گذاشتمت تو روروئکت ولی ازبس شیطونیت گل کرد اومدی تو آشپزخونه بلــــــــــــــــه
خیلی ماهرانه از روروئکت میای بیرون وقتی هم میای آشپزخونه میری سراغ کابینت ها وهمه زندگیمو به هم میریزی راستی هنوزم عاشق چاه وسط آشپزخونه هستی وتا چشم منو دور میبینی وسط آشپزخونه ای گلم
عاشق باباییت هستی وقتی میبینیش کلی ذوق میکنی وسر وصدا در میاری واظهار وجود میکنی بابایی هم کلی قربون صدقه ات میره
ای پسره لوس
از رختخواب خوشت میاد وتا رختخواب پهن میکنیم مثل بچه گربه روش ولوو میشی باباییت عاشق این کاراته وکلی قربون صدقه ات میره .مثل طاها از سرامیک خوشت میاد وگاهی اوقات میری رو سرامیک میخوابی داداشیت هم از بچهگیش همینطوری بود این اخلاقت به اون رفته .نیست گرمایی هستید وسرامیک خنکه خوشتون میاد.
گاهی اوقات اگر عشقت بکشه دست دسی میکنی
رقاص هم هستی تا آهنگ میذاریم خود به خود شروع میکنی به تکون خوردن اول تنت بعد انگشتات بعد هم سر کوچولوت بالا پایین میره
وقتی بهت میگم پیشته از خنده غش میکنی
چشم هم که واست در میاریم حسابی میخندی
قربون خنده هات بشم شما کلا خیلی خنده رو وخوش اخلاقی
فعلا همین دسته گلهات تو ذهنم بود ودیگه چیزی یادم نمیاد
ضمنا اگر بخوام بیام و همه رو اینجا بنویسم که اینجا میشه گلستان




روزمره گیهای نـــــــــی نــــــــــی ملوس مامان
