اهورا جوناهورا جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه سن داره
مامان نسترنمامان نسترن، تا این لحظه: 40 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره
بابا شیرزادبابا شیرزاد، تا این لحظه: 42 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره
یکی شدن من وبابایییکی شدن من وبابایی، تا این لحظه: 19 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

***شاهزاده کوچولو***

روزگار قشنگ پسرک کاکل زری

1392/4/3 19:58
نویسنده : مامان اهورا
220 بازدید
اشتراک گذاری

 niniweblog.comniniweblog.com

سلام قندونباتم شیرینی زندگیم حالت چطوره عسلکم  فدات بشم چقدر بزرگ شدی آقا شدی قدت بلندتر شده داری مرد میشی عشقم این روزها

               

یه جور دیگه نگاه میکنی....میخندی...و حتی با نگاهات باهام حرف میزنی نفسم 

نگاهات قشنگ ومعنی داره خنده هات قشنگه وبا مفهومه غر میزنی واسه خواسته هات گریه میکنی والکی سرفه میکنی خودتو لوس میکنی وقتی نگاهت میکنم سرتو میندازی پایین وریز ریز میخندی از خودت خیلی صداهای جور واجور بیشتری در میاری اما هنوز از مامان وبابا گفتن خبری نیست گاهی اوقات الکی زور میزنی وجیغ میکشی از ایستادن زود خسته میشی ودلت میخواد همش تو بغلم باشی وقتی دارم ظرف میشورم میای وبا اون دستای کوچولوت پای منو میگیری و برای چند دقیقه روی اون پاهای استوارت می ایستی قربون اون پاهای قویت بشم مامانی

 گاهی اوقات تا سرم رو برمیگردونم میری بالای مبل میشینی واین موقع اس که هر چی دستمه رو باید فورا بذارم زمین وبه سمتت شیرجه برم تا مبادا خدایی نکرده از روی مبل بی افتی وقتی داداشی چیزی رو ازت میگیره دادمیزنی وبلندجیغ میکشی اگرم کنارت بمونه موهاشو با اون دستای کوچولوت میکنی ولی در کل عاشق داداشیت هستی وتا میبینیش واسش ذوق میکنی ودوست داری باهاش بازی کنی قربونتون برم عزیزای من

تا کنترل و موبایل میبینی به سمتش شیرجه میری وهیچ مانعی جلودارت نیست هر چقدر ماچت کنم وفشارت بدم سیر نمیشم تقصیر خودت هم هست که اصلا صدات در نمیاد وخوشتم میاد وقهقهه میزنی گاهی اوقات از ذوق زیادت جیغ میکشی کار جدید یاد گرفتی با آب دهانت حباب درست میکنی.موقع غذا خوردن غذا رو که میذارم تو دهانت با انگشتت درش میاری وآنالیزش میکنی نترس مامانی چیز بدی بهت نمیدم همه رو با دل وجون واست درست میکنم با این کارت کل زندگیموکثیف میکنی که همش فدای یه تار موت وقتی هم که نخوای بخوری دهنتو قفل میکنی بین خودمون باشه خیلی لجبازی .

همچنان لوسی ودلت میخواد مثل پروانه دورسرت بچرخم والا از کار وزندگی می افتم روزا هم که خواب نداری.

وقتی هم میخوابی ده دقیقه یه ربع رکورد میزنی خوابت مثل گنجشکه

 دیگه موقع شیر خوردن هزار جور بازی در میاری باید کلی قربون صدقه ات برم تا راضی به خوردن بشی باید راه برم تا بخوری یا مشغول بازی با گردنبندم باشی یا دستت لای موهام باشه تا یکم شیر بخوری گاهی اوقات هم به جای تشکر یه گاز جانانه ازم میگیری خلاصه دیگه بیشتر چیزها رو درک میکنی آخه خیلی کم مونده تا یک ساله بشی

وای انگار همین دیروز بود که واسه به دنیا اومدنت داشتم اشک میریختم وعذاب میکشیدم اما حالا خیلی خوشحالم واز خدا ممنونم که شاهد روز به روز بزرگتر شدنت هستم عروسکم

 

عاشقـــــــــــــــــــتم وروجـــــــــــــــــکم

 

چه خوب شد که اومدی

 

چه خوب شد که مال من شدی

 

چه خوب شد که تمام دنیای من شدی

 

تا ابد برای من بمان


niniweblog.comniniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامانی درسا
10 تیر 92 15:17
عزیزم تولدت هزاران بار مبارک انشاالله همیشه سلامت و شاد باشی گلم