6 ماهگیت مبارک
سلام عزیزم قربونت برم امروز ٦ماهه شدی مبارکت باشه عزیزکم امروز صبح10/10/91 که از خواب بیدار شدیم مامان نسرین اومدم تا باهم بریم واسه زدن واکسن ٦ماهگیت عزیزم چون هوا خیلی سرد بود داداش طاها رو گذاشتم پیش بابایی البته خواب بود اگر بیدار بود حتما کلی گریه میکرد که ببریمش اما چون هوا سرد بود وباید پیاده میرفتیم ترسیدم که سرما بخوره شما رو هم خوب پوشوندم وراهی مرکز بهداشت نور سعادت شدیم تا واکسن عزیز دلمو بزنیم اول رفتیم واسه قد و وزن خدا روشکر این بار هم همه چی خیلی خوب بود حتی چون خوب وزن گرفته بودی بهم گفتن ببرمت تا دکتر مرکز ببینتت اما من قبول نکردم و گفتم نی نی ما تحت نظر متخصص اطفال خودشه ازم اثر انگشت گرفتن که خودم نخواستم ببرمت پیش دکتر.بعد هم بهم یه دفترچه راهنما دادن وگفتن که از این به بعد باید برات غذای کمکی رو شروع کنم الاهی قربون این پسمل ٦ ماهه بشم که دیگه باید غذا بخوره.
وزن:٧کیلوگرم/ قد:٦٧سانتیمتر/دورسر٤٠
بعد هم رفتیم واسه واکسن الاهی واست بمیرم که کلی اشک ریختی تو راه هم خوابیدی ولی بعداز 2ساعت دردت شروع شد کمپرس آبگرم هم فایده نداشت فقط وقتی بغلت میکردم وراه میبردمت آروم میشدی خلاصه دوروز کامل درد کشیدی تب هم کردی که تمام شب پاشویت کردم یه کم تبت پایین اومد ولی اصلا خواب نداشتی از زور درد همش دستات رو میخوردی الاهی فدای اون پاهای کوچولوت بشم که اینقدر درد کشیدی ولی مامانی دیگه فعلا واکسن نداری تا١ سالگی قربونت برم
الهی که هیچ وقت درد نکشی جوجو کوچولوی مامانی.gif)




6 ماهگیت مبارک
